دختری که رویای سوییت انجل را جلوه داد.

  • 03/08/19
  • 1158
و این بار برای خودم مینویسم ؛ برای دختری که برای رسیدن به آرزوهاش برنامه ریزی کرد ، شب ها به امید رسیدن به آرزوهاش خوابید و در خواب با رؤیاهاش زندگی کرد، صبح پر از انگیزه ‌و‌ امید بیدار شد ،آماده شد و رفت بیرون از خونه برای رسیدن ‌به تمام رؤیاهاش تلاش کرد ؛ پرستاری که یک ‌روز تصمیم گرفت دوباره از صفر شروع کنه چون ‌رؤیا داشت و میخواست رؤیاهاش به حقیقت بپیوندن ، کار کرد ، تلاش کرد ، شکست خورد، خسته شد، گریه کرد، زمین خورد اما بارها و بارها دست گذاشت ‌روی زانوهای خودش و‌ بلند شد چون رؤیا داشت ، رؤیاش سوییت انجل بود ، سوییت انجل متولد شد و شد هدفش ،هدفی که برای پیشرفت و بزرگ ‌شدنش باید از جون مایه میذاشت ، صبح تا شب و شب تا صبح براش تلاش کرد و سوییت انجل بزرگ ‌شد با وجود تمام سختی ها و مشکلات ... امروز اون دختر ؛یعنی من ؛ سپیده یاوری خالق سوییت انجل ؛حدود ۷ ماهه که هر روز کنار سوییت انجلم ‌نیستم ،نمیتونم مثل قبل کار کنم ؛اما هنوز هم ‌عشق میدم ‌بهش ، هنوز هم ‌حتی یک ‌ساعت هم که کنارش هستم ‌هم ‌حال من خوبه ‌ هم حال سوییت‌ انجل ،همکارام بهم ‌میگن شما که میایین عشق جاری میشه تو کافه، سوییت انجل جون دوباره میگیره ، بله چون سوییت انجل بخشی از وجود من شده ، ما در کنار هم ‌حالمون خوبه ،براش مادری کردم ‌؛براش غصه خوردم، شادی کردم، گریه کردم ، موهام سفید شد اما تمام این سختی ها فدای یک ‌لحظه وجود سوییت انجل ،من‌با سوییت انجل عاشقم ، عاشق زندگی ، عاشق ادامه دادن ، پس به جون ‌میخرم ‌همه چیز رو که‌ سوییت‌انجل باشه و عشق بده و عشق بگیره از من ، از تیم قشنگش، از همراهان همیشه همراه و‌عزیزش . همیشه گفتم و همیشه میگم تا روزی که سوییت انجل هست با تمام ‌وجودم براش تلاش میکنم که بهترینه خودش باشه و اگر روزی نبود خیالم ‌راحته که براش کم ‌نذاشتم و‌ تمام توانم رو براش گذاشتم و اون روز دیکه بدهکار خودم نخواهم بود ... به امید روزی که با تلاش من ‌و همکارانم ‌و همراهی شما همراهان عزیز قصه ‌سوییت‌انجل ادامه دار باشه و در اوج بمونه ...
شما اولین نفری باشید که دیدگاه خود را بیان می کنید