سوییت انجل، عشقی که هیچ وقت میرود

  • 03/10/04
  • 628
  • 9086
اگر از احساسم در مورد سوییت انجل بپرسن ،میگم :سوییت انجل برای من فقط یک نیست که بخوام ازش پول دربیارم ،سوییت انجل برای من ، ، مثل بچه ای میمونه که براش کردم ، زحمت کشیدم ، خون دل خوردم ، گریه کردم، شب بیداری کشیدم ، تو روزهایی که در حقش بی مهری شد من تمام قد پاش وایسادم ،تنهاش نذاشتم ،نذاشتم زمین بخوره ،من مثل مادری بودم براش که با اینکه حال خودش خوب نبود اما برای بچه اش کم نذاشت ، روزهایی که درد داشتم با واکر رفتم از صبح تا شب هر چند کم ، اما آروم آروم کار کردم ، بهش عشق دادم ،قربون صدقه اش رفتم، حال سوییت‌انجل با من و‌ حال من با سوییت انجل خوبه خوبه ،شب ها از شدت درد پاهام اونم بعد از یک جراحی خیلی سنگین از خواب پریدم و گریه کردم ‌اما همه ی اینها ذره ای از عشق من به سوییت انجل کم نکرد و حتی باعث شد بیشتر دوستش داشته باشم ،صبح که شد با انرژی بیشتری بیدار شدم ، آماده شدم و رفتم و بیشتر از روز قبلش حتی بهش عشق دادم ، بخوام یه جمله بگم من واقعا در حقش مادری کردم ، سوییت انجل دقیقا به من قهموند که من میتونم مادر خیلی خوبی باشم برای بچه ام .اما نمیدونم چه قدر از عمر سوییت انجل مونده ؟ یک ماه ؟دو ماه ؟ سه ماه ؟نمیدونم شاید ورق برگرده و سوییت انجل تا همیشه بمونه اما این رو هم میدونم که اگر نباشه من مثل مادری خواهم بود که بچه اش رو از دست داده ، نمیدونم واقعا میتونم دوباره بلند شم و‌ادامه بدم یا نه ؟ فکر به ‌اینکه نباشه حالم رو ‌خیلی بد میکنه ،اما این رو هم میدونم که من همه ی تلاشم رو کردم و تا لحظه آخر کم نمیذارم براش که اگر روزی نداشتمش نگم کوتاهی کردم در حقش،و دوست دارم اون روز یاد سوییت انجل در قلب من تا همیشه و در قلب همراهانش زنده باشه و همیشه به خوبی ازش یاد بشه ،شاید شاید یه روزی ، یه جایی تو این دنیای بزرگ دوباره با سوییت انجل شروع کنم و دوباره تمام وجودو پر از بشه 🥺
شما اولین نفری باشید که دیدگاه خود را بیان می کنید